تبليغاتX
انجمن حمایت از اسرائیل - جنایات

جنايات بر عليه اسرائيل

با عرض سلام خدمت دوستداران اسرائيل و اسرائيليان در هرجاي دنيا هستند:

متاسفانه بسياري از مردم دنيا فكر ميكنند كه اسرائيل از بدو بوجو آمدنش جنايات بسياري را انجام داده و مي دهد اما نمي دانند كه اسرائيليها براي بوجود آوردن يك دولت درخاك مادري خود  و حفظ آن چه تلاشها و از جان گذشتگي هايي كردند و دنيا چشم خود را بر روي اين واقعيات بسته.

از اين رو تصميم گرفتم هر از چند گاهي جنايتهايي را كه بر عليه اين ملت و دولت(اسرائيل) كه پس از مدتها توانستند  خاك مادري خود را به دست آوردند را در اينجا ذكر كنم تا بعضي از نادانان بفهمند كه در دنيا چه خبر است و واقعيت را از دروغ تشخيص دهند.

جنايت مونيخ:

جنايت مونيخ در حين برگزاري المپيك تابستاني 1972 در شهر مونيخ كشور آلمان رخ داد كه در طي آن اعضاي تيم المپيك اسرائيل توسط گروه تروريستي فلسطيني سپتامبر سياه (كه روابط نزديكي را با جنبش فتح متعلق به ياسر عرفات داشتند) گروگان گرفته شدند. در اين گروگان گيري تروريست ها 11 قهرمان ورزشي اسرائيلي و يك افسر پليس آلمان را به قتل رساندند. پنج تن از هشت گروگان گير در خلال يك عمليات نجات ناقص كشته شدند و سه تن آنان نيز دستگير شدند. مقامات آلماني اصرار داشتند كه مي بايست ادامه بازي هاي المپيك بدون وقفه برگزار شود و سه تروريست دستگير شده در پاسخ به درخواست هواپيما ربايي ديگري كه تروريست هاي فلسطيني در هفته هاي بعد در يكي از پروازهاي خطوط هوايي لوفت هانزا انجام دادند آزاد شدند. اين كارها فضاي عمومي اسرائيل، بالاخص آنهايي كه از آلمان (كشور قاتلان 6 ميليون يهودي در خلال جنگ جهاني دوم) را وحشت زده كرد و حساسيت هايي را در مورد حسن ظن آلماني ها درباره محافظت از جان و حقوق يهوديان اسرائيل برانگيخت. خشنودي تروريست هاي عرب از ضعف آلمان در مقابله با تروريسم اسرائيل را به اين نتيجه رساند كه مي بايست بصورت يك جانبه به دفاع از خود و شهروندانش برپاخيزد. در نتيجه اسرائيل اقدام به طراحي و اجراي سلسله عمليات هايي نمود و در طي آن تعدادي از تروريست هاي فلسطيني مرتبط با عمليات مونيخ را به هلاكت رساند. سرانجام آلمان به ضعف خود در رابطه با مقابله با حملات تروريستي اعتراف نمود و واحد ضد تروريستي ممتازي را با عنوان GSG 9 براي مقابله با حملات احتمالي آينده راه اندازي و تجهيز نمود.

سيمون ريو (Simon Reeve) يكبار از جنايت مونيخ به عنوان يكي از برجسته ترين حملات تروريستي معاصر ياد نمود و از نظر او باعث شد كه فلسطينيان در زير نورافكن جهاني قرار گرفته، مسبب دهه هاي خونيني از كشمكش در خاورميانه گردد و دريچه جديدي در تروريسم بين الملل بگشايد.اين وقايع ترحم قابل ملاحظه اي را در ايالات متحده نسبت به اسرائيل برانگيخت و منجر به برقراري پيمان بسيار محكمي بين ايالات متحده و اسرائيل گرديد كه كماكان تا اين روز باقي است و آثار بسيار مهمي در رابطه با سياست در خاورميانه از خود به جاي نهاده است.

شرح گروگان گيري

بنا به گزارش خبرگيزاري ها، قهرمانان اسرائيلي پس از لذت بردن از اوقات خود شب هنگام در حين مشاهده نمايشنامه اي يهودي به دهكده المپيك بازگشتند. در ساعت چهار و نيم صبح (به وقت محلي) روز پنجم سپتامبر 1972، زماني كه آنها در خواب بودند هشت عضو ملبس به گرمكن هاي ورزشي گروه سپتامبر سياه در حاليكه كوله اي پر از تفنگ و نارنجك با زنجيري دومتري بدون اينكه جلب توجه كنند وارد محوطه دهكده المپيك شدند. آنها از كليدهايي كه پييشتر به سرقت برده بودند براي وارد شدن به دو آپارتمان مورد استفاده تيم اسرائيلي استفاده كردند.

داور 40 ساله وزنه برداري اسرائيل با نام يوسف گاتفراند زماني كه صداي ضعيف خراشيده شدن در آپارتمان را شنيد از جايش برخاست به سمت صدا حركت كرد. زماني كه نگاهش به سمت درب آپارتمان افتاد، گشوده شدنش را ديد و وارد شدن مردان نقابدار و تفنگ به دست. او فرياد زد חברה תיסתלקו يعني (آهاي! گورتان را گم كنيد) و همين حين وزنه 135 كيلويي كه نزديكش بود را به سمت در پرتاب كرد تا مانع ورود آنان به داخل آپارتمان شود. اين كار يوسف باعث شد مربي وزنه برداري (توويا سوكولوسكي) و دونده (دكتر شائول لادني در آپارتمان مجاور) بگريزند؛ در همين حين نيز چهار قهرمان به همراه دو دكتر تيم و همچنين نماينده هيات ورزشي (شاموئل لالكين) نيز خود را پنهان كردند. تروريست ها به گونه مربي كشتي (موشه وينبرگ 33 ساله) شليك كردند و او را كشان كشان به آپارتمان شماره 3 (جايي كه تروريست ها 6 كشتي گير و وزنه برادر را به عنوان گروگان هاي اضافي احاطه كرده بودند) بردند. در حاليكه ورزشكاران را به سمت آپارتمان مربي ها مي بردند، وينبرگ زخمي به سمت تروريست ها يورش برد و با كار خود امكان گريز يكي از كشتي كيرانش با نام (گاد سوباري) را فراهم آورد. وينبرگ تنومند با مشت يكي از تروريست ها را بيهوش كرد و پيش از آنكه با شليكي زندگيش پايان پذيرد با كارد ميوه خوري تروريست ديگري را نيز زخمي نمود. وزنه بردار و پدر يوسف رومانو نيز يكي از تروريست ها را پيش از كشته شدنش زخمي نمود.

حال تروريست ها مانده بودند و نه گروگان: در كنار گاتفراند، ديويد برگر 28 ساله وزنه بردار زاده آمريكا، زيو فريدمن وزنه بردار 28 ساله، اليزر هالفين 24 ساله، آميتزور شاپيرا مربي دو و ميداني چهل ساله، كهات شوور مربي تير اندازي 53 ساله، مارك اسليوين كشتي گير 18 ساله، آندره اسپيتزر مربي شمشيربازي 27 ساله و داور وزنه برداري ياكوو اسپرينگر 51 ساله نيز حضور داشتند. گاتفراند را به سبب بزرگي هيكلش به صندلي بسته بودند (او خود مي گفت انگار او را موميايي كرده بودند)؛ بقيه نيز بر روي دو تختخواب چهارتا چهارتا به خط شده بوند. جسد با گلوله سوراخ سوراخ شده رومانو نيز در اتاق به پاي دوستش بسته شده بود تا او دست از پا خطا نكند.

گزارش شده بود كه تروريست ها اعضاي فدائيان فلسطين اند كه خود برآمده از اردوگاه هاي آوارگان در لبنان، سوريه و اردن است. رهبر آنها با عنوان لطيف عفيف (Issa) شناخته مي شد؛ در كنار او نيز معاونش يوسف نزال (توني) و اعضاي كاركشته اي با نام هاي عفيف احمد حميد (پائولو)، خالد جواد (صالح)، احمد جيك ثا (ابو هلا)، محمد صفادي (بدران)، ادنان الغشي (دناوي) و عموزاده اش جمال الغشي (سمير) وجود داشتند. بنا به سخنان سيمون ريو، عفيف، نزال و يكي از هم پيمانانشان در مورد ظرفيت هاي دهده المپيك قبلا مطالعاتي را انجام داده بودند و هفته هاي زيادي را به تعقيب و بررسي اهداف بالقوه شان گذرانده بودند. يكي از اعضاي نمايندگان اوروگوئه در المپيك كه با اسرائيلي ها در يكجا مي ماند گفته بود كه او نزال را كمتر از يك روز پيش از گروگان گيري در كنار آپارتمان ديده بود ولي از آنجايي كه تصور مي كرده او يك كارگر دهكده است چيز خاصي به ذهنش خطور نكرده بود. ساير گروگانگير ها با هواپيما و قطار در روز هاي قبل حمله وارد مونيخ شده بودند. تمامي اعضاي تيم هاي المپيك هنگ كنگ و اروگوئه كه با اسرائيلي ها در يك آپارتمان بودند بدون آزار ديدن آزاد شدند.

خواسته هاي گروگانگيران

خواسته گروگانگيران آزادي و انتقال امن 234 تن از فلسطينيان و غير عرب هاي دربند اسرائيل به مصر بود كه در بين آنان نام دو زنداني آلماني با نام هاي آندرياس بادر و اولرايك مينهوف كه اعضاي "گروه ارتش سرخ" بودند نيز به چشم مي خورد. تروريست ها براي نشان دادن قاطعيت خود جسد وينبرگ را جلوي در اقامتگاه ورزشكاران انداختند. پاسخ اسرائيل سريع و قاطع بود: هيچ معامله اي انجام نخواهد شد. مسئولين آلماني تحت رهبري صدراعظم ويلي برانت و وزير امور داخلي هانس ديتريش گِنشِر با درخواست اسرائيل براي ارسال يك يگان عمليات ويژه از اسرائيل مخالفت كردند. با اين وجود پليس آلمان خود را در عمليات نجاتي درگير ديد كه پيش از آن در هيچ عمليات مرتبط با گروگانگيري شركت نجسته بود.

بنا به گفته روزنامه نگاري با نام جان كولي، گروگانگيري وضعيت سياسي بسيار بغرنج و پيچيده اي براي آلمان ها ايجاد نموده بود چرا كه گروگان ها يهودي بودند. كولي گزارش داد كه آلمان ها پيشنهاد مقدار نامحدودي از پول را به همراه جايگزيني برخي مقام ها بلند پايه آلماني با قهرمانان يهودي داده بودند. هر دوي اين پيشنهاد ها از طرف تروريست ها رد شد.

رئيس پليس مونيخ و رئيس تيم المپيك مصر بطور مستقيم با گروگانگيران مذاكره كردند و در طي آن دوباره پيشنهاد مقدار نامحدود پول را دادند. به گفته كولي، گروگانگير ها پاسخ داده بودند: "پول موجوديت ما را هيچ مي انگارد. ديگر زندگي برايمان ارزشي نخواهد داشت". سفراي تونس و ليبي نيز بخت خود را در توافق با تروريست ها آزمودند ولي آنها نيز نتيجه اي نگرفتند. با اين حال مذاكره كنندگان توانستند تروريست ها را قانع كنند كه خواسته هايشان در حال بررسي است؛ لطيف نيز پنج تبصره به خواسته ها افزود. در بخش هاي ديگر دهكده المپيك قهرمانان ساير كشورها به گونه اي وانمود مي كردند كه انگار همه چيز عادي است.

جوخه كوچكي از پليس هاي آلماني به دهكده المپيك گسيل شدند. اينان اعضاي پليس مرزي آلمان بودند كه گرمكن هاي ورزشي به تن داشتند و با خود اسلحه هاي خودكار حمل مي كردند، ضمن آنكه هيچ تخصص ضد تروريستي نداشتند و هيچ برنامه عملياتي مشخصي برايشان در رابطه با نجات انديشيده نشده بود. پليس منتظر فرماني بود كه هيچگاه صادر نشد.

در همين حين فيلمبردارها از آپارتماني در حوالي از فعاليت پليس فيلم برداشتند و آن را بطور زنده از تلويزيون پخش كردند. اين كار باعث شد كه تروريست ها نيز تصاوير پليس را در حال اماده شدن به حمله ببينند. صحنه هاي فيلم برداري شده تروريست ها را نشان مي داد كه خم شده بودند تا پليس هاي حاضر در سقف را ببينند. در نهايت پس از آنكه لطيف تهديد به كشتن دو تن از گروگان ها كرد پليس از كمين خود عقب نشست.

در مقطعي از بحران مذاكره كنندگان خواستار ملاقات نزديك با گروگان ها بودند تا اطمينان يابند كه آنان زنده اند. مربيان شمشيربازي و تيراندازي مكالمه اي كوتاه را از پشت پنجره در حاليكه از پشت اسلحه بطرفشان گرفته شده بود با دو تن از مذاكره كنندگان داشتند (تصوير زير مربوط به همين صحنه است). به سبب آنكه تروريست ها از پاسخ هاي طولاني مربي شمشير بازي (اسپيتزر) حوصله شان سر رفته بود جلوي دوربين هاي تلويزيون هاي بين المللي با يك اسلحه AK-47 بر سرش زدند و او را از جلوي پنجره دور كردند. دقايقي بعد گنشر به همراه شهردار دهكده المپيك (والتر تروگر) اجازه يافتند كه به داخل آپارتمان بروند و بطور مستقيم با گروگان ها حرف بزنند. تروگر از تحت تاثير قرار گرفتن در مورد شرايط نگهداري گروگان ها سخن گفت و برخي از گروگان ها از آزار فيزيكي توسط گروگانگيران خبر دادند. ديويد برگر نشان از زخم ناشي از شليك گلوله در شانه اش داده بود.

تروگر و گنشر بلافاصله پس از بيرون آمدن مورد پرسش و تحقيق تيم بحران قرار گرفتند. آنها توانسته بودند نه گروگان زنده را ببينند و از مرگ يوسف رومانو قطعيت يابند. اين دو به تيم تحقيق گفته بوند كه چهار يا پنج تروريست را در داخل آپارتمان ديده اند. اين اعداد از نظر تيم بحران به عنوان اعداد قطعي تلقي شد و اين تلقي تيم بحران را به اشتباهي رهنمون ساخت بعدها هزينه گزافي را برايش متحمل شدند...

شكست عمليات نجات

پس از اتمام بيش از نيم روز مذاكرات بي ثمر، تروريست ها درخواست انتقال به مصر را نمودند. مسئولان وانمود كردند كه با اين درخواست موافقند و در ساعت ده و ده دقيقه شامگاه دو هلي كوپتر تروريست ها و گروگان ها را به پايگاه هوايي Fürstenfeldbruck، جايي كه يك بوئينگ 727 انتظارشان را مي كشيد برد. تروريست ها گمان مي كردند كه در حال حركت به سمت فرودگاه بين المللي Rien در نزديكي مونيخ اند. مسئولان آلماني براي يورش به تروريست ها در فرودگاه برنامه ريزي كرده بودند.

از پنج تك تير انداز آلماني كه هيچ يك آموزش ويژه اي را نگذرانده بودند براي شليك به گروگانگيران استفاده شده بود. تنها دليل استفاده از ايشان شركت شان در مسابقات تيراندازي در هنگام تعطيلات بود. بعدها طي تحقيقي كه توسط آلماني ها انجام گرفت افسري به تحقيق كنندگان از قول تك تيرانداز شماره دو گفته بود:"من عقيده دارم كه تيرانداز ماهري نيستم".

تك تيراندازها در جاهاي خود مستقر شده بودند ولي زماني كه تروريست ها از هلي كوپتر پياده شدند مقامات آلماني در كمال تعجب ديدند كه تعداد تروريست ها هشت نفر است. هيچ تانك يا نفربري در صحنه موجود نبود. بنا به گفته كولي يك يا دو افسر اسرائيلي نيز به هدايت عمليات كمك مي كردند.هر دوي ريو و گروسارد از يكي از روساي موساد با نام زِوي زِمير و معاونش ويكتور كوهن به عنوان افسران اسرائيلي در پايگاه هوايي نام برده اند؛ ولي زمير چندين بار اظهار كرده كه آلماني ها از وي مشورت يا كمكي در طي عمليات نخواستند.

يك بوئينگ 727 به همراه پنج يا شش نفر از پليس هاي آلماني كه در قالب خدمه هواپيما قرار بود كار اصلي را انجام دهد در محوطه آماده شده بود. قرار بود آنها از پس تروريست هايي كه هواپيما را بازرسي مي كنند برآيند و در همين حين تك تيراندازهاي آلماني فرصت يابند كه بقيه شان را از پاي درآورند. متاسفانه اين پليس هاي خدمه نما نيز هيچ آموزش ويژه اي براي موارد بحراني نديده بودند.در دقيقه آخر پيش از رسيدن هلي كوپتر ها به محوطه يكي از افسران پليس داخل هواپيما تصميم گرفت ماموريت افسران داخل (هواپيما) را بدون هماهنگي با فرماندهي مركزي لغو كند. در آن لحظه يكي از ژنرال هاي بلند پايه آلمان فرياد زنان گفت: "من مطمئنم اين تصميم تمام تلاش ما را بر باد فنا خواهد داد!".

هلي كوپتر در ساعت ده و نيم شب بر زمين نشست و چهار خلبان و شش گروگانگير از آن بيرون آمدند.در حاليكه چهار تن از گروگانگيران خلبانان هلي كوپتر را به اسلحه به سمت خارج از هلي كوپتر رهنمون مي ساختند لطيف و توني براي اطمينان از خالي بودن هواپيما به داخل آن رفتند. پس از اينكه لطيف و توني فهميدند در دام افتاده اند به سرعت به سمت هلي كوپتر دويدند و در همين حال مقامات آلماني به تك تير انداز ها فرمان آماده باش دادند.

بنا به گفته سيمون ريو، عمليات نجات آلماني ها يك افتضاح تمام عيار بود:

چيزي جز هرج و مرج نبود. چهار خلبان هلي كوپتر به ناگاه هر يك براي پناه گرفتن به گوشه اي دويدند. لطيف و توني خود را دوان دوان به سمت هلي كوپتر رسانيدند و در همين حين تك تيرانداز سوم به سمت آنان آتش گشود. نخستين تير تك تير انداز به خطا رفت و سعي كرد دوباره خود را در موقعيتي خوب محكم كند تا بتواند دوباره شليك كند؛ لطيف بطور زيگ زاگ به سمت هلي كوپتر در حال حركت بود. تك تير انداز دوباره شليك كرد و اين بار توانست از پاي توني بزند. توني در محوطه ولو شد.

در حين همين شلوغي و هرج و مرج، دو تن از تروريست هاي احاطه گر خلبان هاي هلي كوپتر (احمد و عفيف) كشته شدند ولي چهار تروريست باقي مانده خود را به محل امني رساندند و از آنجا شروع كردند به تيراندازي به سمت چراغ هاي فرودگاه كردند.يك پليس آلماني در برج مراقبت به ضرب گلوله كشته شد. خلبانان هلي كوپنر گريختند اما تروريست ها داخل هواپيما همان جا گرفتار شدند. آچمز شده بود. گروسارد مي نويسد در حين شليك هاي دو طرف، گروگان ها تدريجا بندهاي خود را شُل تر كردند. پس از اتمام جنگ و جدل آثار دندان بر روي طناب هاي مورد استفاده براي بستن گروگان ها مشاهده شده بود.

پنج تك تيرانداز آلماني داراي قابليت تماس راديويي با يكديگر نبوده و نمي توانستند موقعيت آتش خود را نسبت به همديگر تنظيم كنند. هيچ يك از تك تيرانداز ها داراي كلاه خود ايمني يا جليقه ضد گلوله نبود و اين خود نشان از ضعف فاحش در آمادگي براي چنين عملياتي را داشت. هيچ يك از تفنگ ها داراي ديد تلسكوپي يا دوربين ديد در شب نبودند. بعدها مشخص شد كه يكي از تك تيراندازها حتي يكبار هم در طي عمليات شليك نكرده بود چرا كه بدون هيچ حفاظي دقيقا در خط آتش تك تيراندار ديگري قرار داشت. در صحنه ديگري از نبرد، در حاليكه خالد جواد در حال گريز با پاي پياده بود، تك تيرانداز او را با شليك گلوله از پاي درآورد ولي خود نيز زخمي شد چرا كه يكي از ماورين پليس گمان كرده بود وي نيز تروريست است.

زماني كه زمير و كوهن اينگونه بي مبالاتي را در بين آلماني ها ديدند به سمت سقف برج مراقبت رفتند و با يك بلندگو شروع كردند به سخن گفتن با گروگان گيرها. تروريست ها با كشتن دو اسرائيلي عملا پاسخ دادند كه مدتها است وقت معامله گذشته است.

آلمان ها تا آن لحظه از نفربرهاي زره پوش استفاده نكردند و تازه در آن مقطع به فكر استفاده از اين ماشين ها افتادند. از آنجايي كه جاده فرودگاه شلوغ بود و دستور تخليه اش صادر نشده بود، نفربر ها در ترافيك گير كردند و نيمه هاي شب بود كه به فرودگاه رسيدند. به گفته كولي، در ساعت 6 دقيقه بامداد روز ششم سپتامبر يكي از تروريست ها (احتمالا لطيف) گروگان ها را در هلي كوپتر ضلع شرقي جمع كرد و يك خشاب گلوله را بر رويشان خالي كرد. او اسپرينگر، هالفين و فريدمن را كشت و برگر را از ناحيه زانو زخمي كرد. او سپس ضامن يكي از نارنجك ها را كشيد و آن را به سمت هلي كوپتر پرتاب كرد. هلي كوپتر با صداي مهيبي منفجر شد و اسرائيلي ها در آن آتش سوختند. تنها جسد فريدمن تا حدي دست نخورده بيرون كشيده شد. برگر كه تا آن لحظه زنده مانده بود با استنشاق دود و آتش جان سپرد.

لطيف و يك تروريست ديگر با روش گيج كننده اي به سمت محوطه رفتند و بر روي پليس آتش گشودند. در اين حين تروريست همراه لطيف نيز از پاي درآمد. آنچه از اين لحظه به بعد بر سر گروگان هاي زنده در آمد هنوز جاي شك و مباحثه است. يك تحقيق صورت گرفته از سوي پليس آلمان تاكيد مي كند كه ممكن است يكي از تك تيرانداز ها و ساير گروگان هاي زنده به اشتباه از سمت پليس هدف قرار گرفته باشند. در هر حال بازسازي صحنه از سوي مجله تايم نشان داد كه تروريست سومي (كه ريو آن را با نام ادنان الغشي ياد مي كند) در كنار در هلي كوپتر ايستاده بود و پنج گروگان مانده را قتل عام كرد؛ بنا به گفته آنان به هر يك از گاتفراند، شور، اسلاوين، اسپيزر و شاپيرا بطور متوسط چهار بار شليك شده بود.

سه تروريست ديگر بر روي زمين دراز كشيده بودند. يكي از آنان خود را به مردن زده بود كه نهايتا توسط پليس دستگير شد. به جمال الغشي از ناحيه مچ دست راست تيري اصابت نمود و صفادي داشت زخمي سطحي را در زانويش بهبود مي بخشيد. ادنان الغشي بطور كامل از جراحت جان سالم به در برد. توني توانست بطور كامل ازصحنه بگريزد ولي 40 دقيق بعد به كمك سگ هاي رد ياب شناسايي شد و بعد از تبادل آتشي كوتاه به هلاكت رسيد. در حدود دوازده و نيم شب بود كه نبرد پايان يافت.

اخبار اوليه منتشر يافته اذعان مي كردند كه همه گروگان ها زنده اند و همگي تروريست ها هلاك شده اند. ديري نگذشت كه نماينده  كميته بين المللي المپيك اعلام داشت كه گزارشات مزبور بيش از حد خوشبينانه بوده است.

جيم مك كي كه مسئول پوشش وقايع المپيك در آن سال براي كانال ABC بود نوشت:

امشب تمام ترس هاي مذموم ما رنگ واقعيت به خود گفت. مي گويند يازده گروگان اسير بودند؛ دوتاشان ديروز صبح در اتاقهايشان كشته شدند و نه تاي ديگرشان امشب در فرودگاه. همه شان (از اين دنيا) رفته اند.

اثر واقعه بر روي بازيهاي المپيك

مسابقات المپيك در روز 5 سمپتامبر براي يك روز تمام متوقف شد؛ كاري كه پيش از آن هيچ گاه اتفاق نيفتاده بود. روز بعد مراسم يادبودي با حضور 80 هزار تماشاگر و سه هزار ورزشكار در استاديوم المپيك برگزار شد. رئيس وقت كميته المپيك هيچ اشاره اي به قهرمانان كشته شده نكرد و با اين كار خشم بسياري از تماشاگران را برانگيخت.

اغلب 80 هزار نفري كه براي ديدن مسابقه فوتبال بين آلمان غربي و مجارستان به استاديوم آمده بودند با خود شيپورها و پرچم هايي حمل مي كردند، ولي زماني كه چند نفر از تماشاچيان پلاكاردي را با عنوان "17 تن مردند؛ فراموش كرده ايد؟" را بالاي سر بردند ماوران امنيتي حاضر بلافاصله پلاكاردها را پايين كشيدند و آنها را از تماشاي مسابقه محروم كردند.

روز ششم سپتامبر تيم اسرائيل اعلام كرد كه آنان مي خواهند مونيخ را ترك كنند. تمامي ورزشكاران يهودي از نظر امنيتي محافظت مي شدند. از مارك اسپيتز (Mark Spitz) شناگر امريكايي خواسته شد حال كه تمامي مسابقات خود را تمام كرده است هر چه سريعتر مونيخ را ترك كند؛ چرا كه ممكن است اين يهودي برجسته خود هدف بالقوه اي براي تروريست ها باشد. تيم مصر نيز با اين استدلال كه ممكن است آنان قرباني انتقام گيري شوند، روز هفتم سپتامبر بازي ها را ترك كرد. تيم هاي فيليپين و الجزاير نيز به همراه تيم هاي هلند و نروژ بازي ها را رها كردند. دونده ماراتن آمريكايي، كني مور، از قول يك ورزشكار هلندي نقل مي كند كه: "شما به يك مهماني  مي رويد. كسي در مهماني كشته مي شود. شما مهماني را ادامه نمي دهيد؛ به خانه باز مي گرديد. من هم دارم همين كار را مي كنم"

در رابطه با واقعه مونيخ سه بناي يادبود، يك در خارج از استاديوم المپيك مونيخ، يكي در مقابل آپارتمان محل اقامت اسرائيلي ها در دهكده المپيك و ديگري در استاديوم المپيك سيدني استراليا ساخته و نصب شده است.

آثار سياسي

در روز پنجم سپتامبر، گلدا مئير، نخست وزير وقت اسرائيل، از ساير كشورها خواست از جان شهروندان اسرائيل محافظت به عمل آورده و جنايت مونيخ را محكوم كنند. اين جنايت بطور گسترده اي از سوي كشورهاي مختلف جهان محكوم شد. در بين اعراب نيز تنها شاه حسين پادشاه اردن لب به انتقاد از اين جنايت گشود و آن را "جنايتي وخيم عليه تمدن و ساخته و پرداخته ذهن هاي بيمار" لقب داد.

اجساد پنج تروريست فلسطيني (عفيف، نزال، ثا، حميد و جواد) كشته شده در حين نبرد در پايگاه هوايي به ليبي تحويل داده شد و در آنجا با احترامات كامل نظامي و به عنوان قهرمان مورد خاكسپاري قرار گرفتند.

در روز نهم سپتامبر اسرائيل به بمباران اردوگاه هاي آموزش نظامي فلسطينيان در سوريه و لبنان پرداخت.

آلمان نيز اقدام به تربيت واحد ضد تروريستي خود نمود تا بتواند براي موارد احتمالي در آينده با توانايي بيشتري روبرو شود.

در بيست ونه اكتبر يك هواپيماي مسافربري لوفت هانزا مورد هواپيما ربايي قرار گرفت و در طي آن براي آزادي سه تروريست در بند زندان هاي آلمان درخواست به عمل آمد. صفادي و الغشي بلافاصله آزاد شدند و در ليبي مورد استقبال رسمي قرار گرفتند. برخي مي گويند اين هواپيما ربايي كار مشترك بين سازمان آزادي بخش فلسطين و آلمان بود تا بدين وسيله آلمان از شر نگهداري تروريست هاي فلسطيني رهايي يابد.

گلدا مئير، نخست وزير وقت اسرائيل براي سد كردن راه تروريست ها و ختم غائله گروگان گيري ها دستور طراحي مجموعه عمليات هاي زير زميني براي قتل تمامي مسببين واقعه مونيخ را داد كه اين عمليات به عمليات خشم خدا (Wrath of God Operation) مشهور شد. اين عمليات به مدت 19 سال ادامه يافت و تقريبا تمامي مسببين جنايت مونيخ يك به يك از دم تيغ و بطور مخفي از دم تيغ گذرانده شدند. بررسي كامل عمليات خشم خدا خود مقالي ديگر مي طلبد كه در اينجا مجالي براي مطرح كردنش نيست.

زنده باد اسرائيل

نوشته شده توسط کوروش هخامنش در شنبه سوم تیر 1385 |