جملاتی برگرفته از کتاب خاطرات پرزیدنت شیمعون پرس نهمینرئیس جمهوری اسرائیل
در ساعات دیر هنگام شامگاه بیستم ماه مه 1993، اعضای باقی مانده ازدو هیات مذاکره کننده اسرائیلی و فلسطینی، بار دیگر گرد هم آمدند تا قرارداد اولیهای را که ما تلاش بسیاری برای بدست آوردن آن انجام داده و وقت بسیاری را برای آنصرف کرده بودیم، امضا کنند و در این لحظات بود که همگی از فرط خستگی نفسی کشیدند،زیرا سرانجام یک توافق عربی- اسرائیلی بدست می آمد. خشنودی من در آن شب در شهراوسلو (پایتخت نروژ) حالتی دو گانه داشت. آن شب با هفتادمین سالروز تولد من مصادفبود. در حالی که نسیم بامدادی وزیدن گرفته بود، گروهی کوچک ازاسرائیلی ها وفلسطینی ها و نروژی ها، همانند کسانی که شریک محرمانه ترین راز سیاسی بین خودهستند، درحال تلاش بودند. این راز، آغاز مرحله ای نوینی درخاورمیانه بود. احمد قریع (ابوالعلا) نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین با لبخند به لب، اما باجدیت گفت: "این قرارداد، هدیه ای برای تولد توست." با خود نجوا کردم: "به راستی چههدیه ای! هدیه ای استثنائی که هیچ قیمتی برای آن نمیتوان تصور کرد". به خاطراتدوران کودکی بازگشتم. من دنیای بیرونی را از دست داه بودم، ولی برای ساختن دنیائیدیگر تلاش کرده و به صف پیشگامان پایه گذاری اسرائیل نوین پیوسته بودم. اما دنیایجدید با جنگهای هولناک و رنجهای پایان ناپذیر همراه بود و ما اسرائیلی ها واعراب،کورکورانه و بی آنکه بتوانیم ذهنیتها و پیش داوریهای خود را درباره یکدیگر تغییردهیم اقدام میکردیم، وبه همین خاطر شاید فرصتهای زیادی را ازدست دادهبودیم... دراوائل دهه نود میلادی فرصت کم نظیردیگری فراهم شده بود و حالسیاستمداران اگر میخواستند، میتوانستند به جهشی کم نظیر درشیوه تفکر خود دست بزنند- که شاید حتی به تحولی درروند تاریخ منجرشود. برای رسیدن به موفقیت می بایست چشمانخود را به روی یک واقعیت جدید بگشائیم. درآن ساعات سحرگاهی اوسلو، من به خوبی بهاین امر پی برده بودم که دیگر باید خود را از شر پیش داوریها و رویاهای هولناکگذشته رها کنیم. به خوبی میدانستم که گذشته را نمیتوان تغییر داد اما میتواناشتباهات را تکرار نکرد، وهمانگونه که فیلسوف یونانی، هراکلیوس گفته است: "دررودخانه آبهائی با جهات مختلف به بدن شناگران برخورد میکنند". رودها پیوستهدرحال جوش وخروش هستند و آب آنها به مرور زمان حقایق جدیدی را می آفریند، وهمانگونهکه آب میتواند کسی را که به فن شنا آشنا نیست غرق کند، کسی هم نمیتواند برخلاف جهتآب شنا کند.
منطقه ما از زمان حیات اجدادمان تحولات قابل توجهی را پشت سرنهادهاست. ابراهیم پیامبر نیزمراحل گرسنگی و قحطی راپشت سرگذاشت ومنطقه شاهد دوراندشواری به خاطر زلزله و سیلابها و نیز شاهد جنگها وخونریزیها بوده، ولی حال دیگرزمانه تغییر کرده است. در دوران حضرت ابراهیم، مردم ازتجهیزات شیرین سازی آب دریا وتولید انرژی و تجهیزات منحرف کردن جهت وزش باد برای بهره گیری ازباد ویا دستگاههایپیش بینی زلزله بی بهره بودند و صد البته درمورد کامپیوتر و کلاهکهای هسته ای وموشکها نیز چیزی نشنیده بودند. ما باید تاریخ را مطالعه کنیم تا ازآن درسهای مهمبیاموزیم. همچنین باید یاد بگیریم که چگونه و چه هنگام، تاریخ را نادیده بگیریم. مانباید به گذشته اجازه دهیم افکار ما را تغییرناپذیر کند و ما را ازامکان رسیدن بهدیدگاههای جدید و تغییر شیوه وعملکردمان باز دارد. ما نیزهمانند رودخانه، بخشیاز روند توقف ناپذیر تغییر هستیم. چشم اندازها در حال تغییرند. شناخت آدمی رو بهگسترش نهاده و تکنولوژی به ما درجهت گسترش زمینه های ادراک کمک میکند، وسیاستمداراندر مسوولیتهای خود ونیز درآرمانها و آرزوهایشان با اجدادشان تفاوتدارند... ...بسیاری ازدوستان وگاه حتی اغلب دشمنان از من پرسیده اند، چگونهتوانسته ام گرایشهای خود به قدرت نظامی اسرائیل را - به وِیژه به دلیل جایگاههاینظامی ارشدی که در اختیار داشته ام - به این سطح از خودگذشتگی واخلاص درجهت صلحتبدیل کنم. درعین این که دلیلی برای عذرخواهی و یا پشیمانی نمی بینم، میخواهمدرباره آن توضیح بدهم. تنها من نبودم که در راستای ایجاد تحول در روند دیدگاه سنتیناظر بر دفاع ملی مبتنی بر تسلیحات و تبدیل آن به دیدگاهی نوین براساس قراردادهایسیاسی تلاش کردم، بلکه عناصر و مولفه های دیگری نیز، ازجمله امنیت بین المللیواعتبارات اقتصادی، نقش داشته اند. درحقیقت، جهان شاهد تحولات فراگیری بود که ما راوادارمیکرد نسبت به تغییر ادراکات قدیمی خود و تبدیل آن به دیدگاههائی که باواقعیتهای جدید متناسب باشد، گام برداریم. مکتب سنتی دفاعی از ارائه راه حلیقابل قبول برای واقعیتهای جغرافیائی فعلی و یا تهدیدات تکنولوژیک ناتوان است...جنگفراگیر "به یمن" وجود موشکهای دوربردی که میتواند مهمات ویرانگر را به مناطق مسکونیبرساند ومردم در برابر قدرت ویرانگرش کاملا بی دفاع هستند، مفهومی جدید وهراس انگیزپیدا میکند...نیروی واقعی و حتی نیروی نظامی، دیگر در پادگانها جستجو نمی شود- بلکهباید آنرا درمحیط دانشگاهها سراغ گرفت. ازجمله وظایف سیاست آن است که به دورازاستراتژی نظامی، راه را برای منابع سیاسی واقتصادی هموارنماید... ایران تنهاکشوراسلامی نیست که درپی دستیابی به انرژی هسته ای است. عراق نیز دراین راستا تلاشکرده بود. قذافی نیز در لیبی به همین ترتیب عمل میکرد. وجود سلاح اتمی دردستافراد متعصب دینی تنها همسایگانشان را تهدید نمیکند، بلکه تمامی جهان را درمعرضخطرقرارمیدهد. ترکیب ویرانگر بنیادگرائی مذهبی با موشکها وجنگ افزارهایغیرکلاسیک، صلح جهانی راتهدید میکند و بار دیگر این نکته را مورد تاکید قرارمی دهدکه ما دریک دهکده جهانی زندگی میکنیم. جای تردیدی نیست که تنش وبحراندرخاورمیانه به این تهدیدات ابعاد دیگری می افزاید... ...دردوران استالین بوقهایتبلیغاتی اتحاد شوروی، این کشور را "دنیای فردا" معرفی میکرد و مرحله انتقالیسوسیالیستی تحت رهبری کرملین به عنوان "یک ضرورت اجتناب ناپذیر تاریخی" ارزیابی میگردید. ولی دیدیم که تاریخ راه کاملا متفاوتی را برگزید. رویای اشتباه کمونیسموتلاشهای نامعقول برای جا انداختن اندیشه کمونیستی با توسل به نیروی وحشیانه وسرکوبشدید، بیانگر جعلی بودن این ضرورت تاریخی است. دنیای فردا، که دنیای کودکانونوادگان ما می باشد، هیچ شباهتی به دنیائی که لنین ترسیم میکرد واستالین تلاشمیکرد بیآفریند، ندارد. اصول حاکمیت خودکامانه هیچگاه درقلب جهان فردا نوشتهنخواهد شد. بلکه برعکس، اصول مبتنی بردانش وعلوم و شناختی که دردانشگاهها و مراکزپژوهشی محرز و ثابت گردیده اند، درصدر حاکمیت قرارخواهند گرفت و به جای اینکه هویتملی یا طبقاتی مبنای تربیت و آموزش اجتماعی قرارگیرد، این خود انسان خواهد بود کهمسوولیت پذیرمیگردد... ...تا پایان قرن بیستم، دیدگاه عمومی نسبت به تاریخ،درقالب نمونه اروپائی آن و سیاستهای ناسیونالیستی که از ارزشها ونمادهای میهنیسرچشمه گرفته، متمرکز بوده است. ولی دوران پیش رو، به صورتی فزاینده برنمونه آسیائیسیاستهای ناسیونالیستی اتکا دارد. این سیاستهای موفق آسیائی براصل بهره گیری بهتراز شناخت برای رسیدن به سود سرشار نیزمبتنی است. بدین ترتیب بود که ژاپن پسازجنگ جهانی دوم توانسته به یک ابرقدرت اقتصادی مبدل شود. با الگوپذیری ازاین شیوهاست که کشورهای کوچکتری مانند کره جنوبی، سنگاپور، تایوان وهنگ کنگ توانستند خود راازکشورهای روبه رشد، به صف قدرتهای اقتصادی که ازمازاد تجاری کلان بهره مند هستند،متحول کنند. چین وهند نیز در تلاشند تا همین راه را بپیمایند. موفقیت اقتصادی کهاین کشورهای آسیائی رقم زده اند، مرهون دو تصمیم استراتژیک و اساسی بوده است: مدرنیزاسیون کارخانه ها و به خدمت گرفتن کامپیوتر درصنایع خدماتی و فراهم کردنامکان آموزش و فراگیری کامپیوتر برای همه شهروندان. به راستی باید گفت کهانقلاب کامپیوتر بزرگتر ومهمتر ازانقلاب صنعت چاپ بوده است... ...ما و فلسطینیهابا هم به مذاکره نشستیم و تلاش کردیم که یکی ازپیچیده ترین مشکلات چند قرن اخیر راحل کنیم. اکنون به ملتهائی که با یکدیگر در ستیزهستند میگوئیم: نومید نباشیدوتسلیم پیش داوریها و فرضیات و اندیشه های پیشین نشوید، وهیچ جائی برای نومیدیواحتیاط کاریهای بیهوده در زندگیتان قائل نشوید. باتوجه به رویدادها، ازایالاتمتحده وروسیه یاد گرفتیم که نمیتوان با توسل به قدرت نظامی، خطرات نظامی را برطرفکرد- بلکه باید درجستجوی راهکارهای سیاسی بود... به جای توسل به زور، درصورتی کهسیاست با حسن نیت همراه باشد، میتوان بسیاری از اهداف را محقق کرد. نسلهای بعدیبا بهره گیری ازامکانات ارتباطی مدرن، شرائط و زندگی خود را با دیگران مقایسه میکنند. آنها مظاهر آزادی، صلح ورفاه را پیگیری می کنند و یاد می گیرند که تحققدستآوردهای بیشتر، به تلاش بیشتر نیازدارد. اگرقرارباشد که ما بیانگر آرزوهاوآرمانهای نسلهای بعدی باشیم، برماست که سیاستهای مدبرانه را با امنیت منطقه ای واقتصاد بازار درهم بیامیزیم. ما با تاریخی برابرزاده شده ایم، ومیتوانیم تلاش کنیمتا عصر جدیدی دربرابری وهمکاری زاده شود.
نوشته شده توسط کوروش هخامنش در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 |